Thursday, December 09, 2004

كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي

كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي اطلاعيه خبري تاريخ 18/9/1383 .
طبق گزارشهاي رسيده اميد عباسقلي نژاد مسئول روابط عمومي جبهه دموكراتيك ايران دوشنبه شب به مدت يك هفته به مرخصي آمد. گفتني است وي چندي پيش از سوي مسئولين زندان اوين به زندان كچويي فرديس منتقل شد.
همچنين دكتر ناصر زرافشان نيز كه در روزهاي اخير از ناحبه كليه دچار ناراحتي شده بود شب گذشته جهت درمان
خود به مرخصي آمد. مدت مرخصي وي 48 ساعت عنوان شده است. همچنين منوچهر محمدي كه چندي پيش به مرخصي استعلاجي آمده بود شب گذشته به زندان بازگشت. وي در بازگشت به زندان به صورت غير منتظره اي به بند 1 منتقل شد. گفتني است وي پيش از اين در بند 350 كارگري به سر ميبرد.
كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي
komitedefa@yahoo.com

تك ستاره مجيد كريمي

تك ستاره مجيد كريمي
تك ستاره
ستاره اي ستاره دلم تنگه دوباره

هواي يارو داره
يارم همون ايرانه
سالهاي ساله وطن همش به انتظاره
اسير دست خزون منتظره بهاره

ستاره اي ستاره
شب وطن چه تاره
همش بند و زندونه خوبش طناب داره
سكوت فايده نداره چارش فقط فرياده
مرگ بر استبداده

ستاره اي ستاره
دلها در انتظاره وطن غل و زنجيره
ناله هاي شب گيره
اسير دست ستم زر و زور و تزويره
همش طناب داره جوخه هاي اعدامه
ديگه اخر كاره
ستاره اي ستاره
سكون فايده نداره
ضحاك مار بر دوش هنوز بر راس كاره
كاوه با چشمي پر خون سالها به انتظاره
ارش با قلبي محزون در راه كارزاره

ستاره اي ستاره
بيا ببين دوباره خورشيد نوري نداره
ستاره ها رو كشتند ماه زيبا رو كشتند
برف و يخها اومدند دردل اميد رو كشتند
ستاره اي ستاره
بپا خيزيم دوباره
چشمهاي خيس وطن به فردا اميد داره
ميگه بازم صد باره از استبداد بيزاره

ستاره اي ستاره
فرياد زدم دوباره
بپا خيز اي دلاور هم شاگردي هم سنگر اريائي رزم اور
ايران چه بيقراره چقدر چشم انتظاره
براي ازادي يك دست صدا نداره
يك مشت ميشيم دوباره به قلب ظلمت شب با ز ميزنيم چند باره

ستاره اي ستاره
بازم ميگم دوباره
دلها همه بيداره به فردا اميد واره
تنها به تك ستاره

اي وطنم اي ايران
سر ز مين دلير ان
فرياد ميشي دوباره

اباد ميشي دوباره
اي وطنم مادرم
ازاد ميشي دوباره

مجيد كريمي
شمع نو

Tel:0090_5553552186
Email:new_kandil@yahoo.com

Wednesday, December 08, 2004

صدای آمريکا

گفتگوی رامش با آقای بهزاد پيله ور
19 Sep 2004, 15:08
همکارمان رامش در برنامه اين هفته " گفتگوی شنبه شب " با آقای بهزاد پيله ور ، سخنگوی شورای ملی
آزاديخواهان در خارج از کشور در زمينه زندانيان سياسی جوان در ايران تحت رژيم اسلامی و نيز وضعيت پناهندگان در خاک ترکيه به بحث و گفتگو پرداخته است.

اخيرا نامه اي در برخي از سايتهاي اينترنتي منتشر شده كه


بنام پروردگار پاك
هم ميهنان گرامي درود بر شما
اخيرا نامه اي در برخي از سايتهاي اينترنتي منتشر شده كه اتهاماتي رامتوجه يكي ازدوستان مبارز و زنداني ام نموده است.در اين نامه كه بدون ذكر نام نويسنده انتشار يافته و نام مرا هم درمتن نامه ذكر كرده چنان وانمود شده است كه امير عباس فخرآور با مامورانرژيم همكاري كرده است
اينجانب بعنوان يكي از زندانيان سياسي سابق كه مدتيرا باوي هم بند بوده ام ضمن تكذيب موارد فوق اعلام مي دارم كه در شرايط كنوني با رايزنيهاي فراوان زمينه تشكيل كنفدراسيون دانشجويان ايراني مهياشده و دوستان دانشجويمان در شكنجه گاههاي رژيم برخي از گروههاي دانشجويي درايران و همچنين سازمانهاي دانشجويي ايرانيان مقيم خارج از كشور پيشگام اين حركت شده اند
طبيعي است كه مزدوران رژيم از اين همبستگي به هراس افتاده و از هر گونه اقدامي در جهت تخريب و بد نام كردن فعالين اين جنبش دريغ نخواهند ورزيد
فلذا اقداماتي از اين دست ممكن است كه بارها و براي ساير دوستان مبارزماندر جناحهاي مختلف هم روي دهد.دراين شرايط آگاهي از ترفندهاي گوناگون رژيمبه خنثي شدن اين توطئه ها خواهد انجاميد.اميداست با تحكيم همبستگي ملي دانشجويان ايراني شاهد به لرزه در آمدن پايه هاي حكومت استبدادي جمهوري اسلامي و برقراري ساماني مردم سالار درايران زمين باشيم
.درود بر شهداي راه آزادي ايرا ن
درود بر زندانيان سياسي ايرا ن
كوروش صحتي

زندان و محروميت تحصيلي براي دانشجويان

زندان و محروميت تحصيلي براي دانشجويان راديكال و مبارزدانشگاه آزاد مشهد
بيش از يكسال از مبارزات قهرمانانه جوانان در ايران ميگذرد . خرداد 1382 با يك اعتراض صنفي در خوابگاه دانشگاه تهران و سركوب پليس رژيم اسلامي يكباره ايران به لرزه درآمد . دانشجويان به همراه برخي از كارگران و جوانان طبقه محروم انفجاري در ايران به پا كردند كه موج انفجار سراسر ايران را فرا گرفت . جوانان خشمگين خروش انقلابي خود را به نمايش گذاشتند و رژيم اسلامي را به چالش طلبيدند . اما با وجود گذشت يك سال و اندي از آن وقايع و مبارزات قهرمانانه دستگاه سركوب رژيم همچنان فعال است . انگار ضربه اي كه از جوانان راديكال خوردند همچنان آنها را در هم ميشكند . به راستي نيز چنين است .در تير ماه 1382 در حالي كه اعتراضات خياباني رو به كاهش گذاشته بود ، عده اي از جوانان مبارز دانشگاه آزاد مشهد فراخواني را منتشر كردند . در اين فراخوان به مناسبت سالگرد 18 تير و در اعتراض به حمله به دانشجويان در خوابگاه طرشت دانشگاه علامه از مبارزين دعوت شد كه در كوي دانشگاه فردوسي مشهد تجمع اعتراضي برپا كنند . آنها در شرايطي اين فراخوان را منتشر كردند كه حتي در دانشگاههاي دولتي به دليل تعطيلي خوابگاهها حركات اعتراضي ديده نميشد . چنين حركتي به خصوص در يك دانشگاه آزاد بسيار جسورانه انجام شده . دانشجويان دانشگاه آزاد خود را سپر بلا كردند و با از خودگذشتگي تلاش كردند اعتراضات را دوباره احيا كنند .هزينه مبارزات شجاعانه اين دانشجويان مانند بقيه مبارزين بود . در 16 تير ماه 1382 "محمد راعي" ، "علي حسيني" و "تابنده" توسط اداره اطلاعات مشهد بازداشت شدند . مامورين اداره اطلاعات دولت اصلاحطلب خاتمي به طرز وحشيانه به خانه اين جوانان حمله كردند ، اتاقهاي آنها را بازرسي كردند و آنها را بازداشت كردند . در حالي كه جوانان پرشور زيادي در زندان به سر ميبردند ، جوانان مبارز ما در دانشگاه آزاد در بازداشتگاه اداره اطلاعات به سر ميبردند . "علي حسيني" و "تابنده" بين يك تا دو هفته و "محمد راعي" به مدت بيست روز در سلول انفرادي زندان اطلاعات مشهد بازداشت بودند . پس از آزادي با قرار كفالت پرونده آنها در دادگاه انقلاب مشهد مورد رسيدگي قرار گرفت . در مرداد ماه 1383 حكم بدوي دادگاه و در شهريور ماه حكم قطعي دادگاه تجديد نظر صادر شد .شعبه 3 دادگاه انقلاب مشهد در شهريور 1383 جوانان مبارز دانشگاه آزاد مشهد را محكوم كرد .1-"محمد راعي" دانشجوي دانشگاه آزاد مشهد ، رشته علوم سياسي . 9 ماه حبس تعزيري . اين حكم طي تلاشهاي اين دانشجويان مبارز تبديل به 600000 تومان (ششصد هزار تومان) جريمه نقدي شد كه با وجود مشكلات مالي اين هزينه به دادگاه انقلاب پرداخت شد . 2- "علي حسيني" و "تابنده" دانشجويان دانشگاه آزاد مشهد ، رشته علوم سياسي . مشتركا به 3 ماه حبس تعليقي در 2 سال محكوم شدند . اما دستگاه فاشيستي سركوب رژيم اسلامي به اين نيز اكتفا نكردند . آنان چنان از اين دانشجويان راديكال وحشت دارند كه حضور آنان را نميتوانند در دانشگاه تحمل كنند . مسئولين دانشگاه آزاد پس از قطعي شدن احكام دادگاه انقلاب برنامه از پيش تايين شده خود را براي حذف اين دانشجويان راديكال عملي كردند . "حلمي" معروف به "حاج آقا حلمي" رئيس اصلاحطلب دانشگاه آزاد اسلامي مشهد طي دستور مستقيم به كميته انضباطي دانشگاه ، اين دانشجويان را از تحصيل و حضور در دانشگاه محكوم كرد .طي حكم بدوي كميته انضباطي دانشگاه ازاد اسلامي مشهد :1- "محمد راعي" و "علي حسيني" مشتركا به دوترم محروميت از تحصيل بدون احتساب سنوات محكوم شدند . 2- "علي كهن" و "تابنده" مشتركا به تعليق از تحصيل به مدت يك ترم و توبيخ كتبي در پرونده محكوم شدند .لازم به ذكر است كه به احتمال قوي احكام كميته انضباطي "علي حسيني" و "محمد راعي" در تجديد نظر به همين صورت خواهد ماند و ممكن است اين دو تن با تبعيد از دانشگاه آزاد مشهد نيز مواجه شوند .كمي بيش از يكسال از اعتراضات قهرمانانه خرداد 82 ميگذرد . هميشه در اوج بحران و درگيريها به دنبال رهبران و فعالان مبارز ميرويم ، اما هنگام فروكش كردن مبارزات اين تنها رهبران مبارزين هستند كه هزينه ميپردازند . مبارزين انقلابي را نبايد در چنين شرايطي تنها بگذاريم . از "محمد راعي" و "علي حسيني" حمايت كنيد . مبارزين را در شرايط فشار و سركوب تنها نگذاريم .براي حمايت از اين دانشجويان با ما تماس بگيريد .كارگران ، دانشجويان ، دانش آموزان ، معلمان و كليه طبقات محروم ، مبارزه ما با وجود اين سركوبهاي رژيم فاشيستي جمهوري اسلامي همچنان ادامه دارد . به اميد رهايي از استثمار ، فاشيسم و سرمايه داري . پيروز باد انقلاب نوين ضد سرمايه داري و ضد فاشيستي طبقات محروم در ايران و جهان ."اتحاديه دانشجويان مبارز در مشهد" و "كميته كارگران انقلابي شهرك صنعتي مشهد"mfufront@yahoo.com
mfufront@gmail.com
آبان 1383

Monday, October 25, 2004

www.komala.org

کودکان بی گناهند؛ جمهوری اسلامی مقصر است . حسن رحمان پناه‌

Wednesday, October 20, 2004

براي يك دوست

براي يك دوست
ديروز وقتي مثل تمام غروبهاي غربت در آرزوي ديدار دوباره ميهن بودم خبري مرا بهت زده كرد.
درد غربت وقتي دردناكتر است كه حادثه اي براي يكي از نزديكانت اتفاق بيفتد وتو هيچ كاري نتواني بكني .
بخصوص اگر آن شخص كسي باشد كه با او زندگي كردهاي نفس كشيده اي و خاطراتش همواره دريادت ماندگار است. خبر كوتاه بود و دردناك
"كيانوش سنجري خو دكشي كرده است"
باور كردني نبود.كيانوشي كه در اوج جواني قهرمانانه در برابر جور ظالمان ايستادگي مي كرد اكنون زخمي عميق بر پيكر سرو قامتش زده است. بغض در گلويم تركيد
!پروردگارا
تو مي داني كه در برابر بسياري از مصائب شكيبائي كرده ام اما اين را چگونه تحمل كنم.درد جدائي از دوستي كه لحظه لحظه با او بودن برايم خاطره است
.حس نوستا لژيكي كه نام او در كنار نامهاي بسياري چون: دانشگاه تهران زندان اوين ميتينگ هاي پارك لاله مبارزه بازداشت و ايستادگي در برابرمستبدا ن در من تداعي مي كرد مرا به روزهاي دور گذ شته برد. روزهايي كه دركنار كيانوش ها اميدوارانه
آ زادي ايران زمين از چنگال ضحاك زمان را طلب مي كرديم.
و تو اي ديو استبد اد بنگر كه چگونه جواني از پاكترين فرزندان ميهن را به اين روز نشاندي.
به يا د دارم كه چند روز پيش با كيانوش صحبت ميكردم . از تهد يدهاي مكرر مزدوران رژيم مي گفت ازاحضار به بيدادگاه انقلاب و از حبس و يا تبعيد مجدد.اما كيانوش سر تسليم نداشت . شرايط حاكم دردي جانكاه و سكوتي زجرآ ور رابه روح بلندش تحميل مي كرد . او تمام اين دردها را در خود ريخت .او كه ازعنفوان جواني زندان شكنجه سلول انفرادي تحقير توهين ممنوعيت ازتحصيل و صدها مورد ديگر را تجربه كرد اما هر بار مصمم تر از قبل پاي به ميدان گذاشت.
اما كيانوش اين بار حالت ديگري داشت
. مگر توان آ دمي چقدر است وقتي كه مي بيني به صرف اختلاف عقيده از كو چترين حقوق انساني بر خوردارنيستي.
وقتي كه مي بيني بهترين دوستانت را سالهاست كه به بند كشيده اند.
وقتي كه مي بيني دختران جوان كشورت را به تن فروشي كشانده و دربازارهاي برده فروشي كشورهاي حاشيه خليج فارس به حراج گذاشته اند
.وقتي كه مي بيني مردم ميهن ات را در فقري روز افزون نگاه داشته اند .وقتي كه مي بيني بنام دين مردم را به مسلخ برده و سرزمين اجدادي ات سرزمين كوروش كبير و دارا را به روز سياه نشا نده اند .
چه مي تواني بكني شايد يكي از راه حل ها ( و نه آسان ترين شان) زخم زدن بر پيكر خود باشد .
امانه چاره كار در مبارزه است . مبارزه اي همراه با آ گاهي. مبا رزه اي كه كيانوش هم اكنون كه به لطف اهوراي پاك از اين خطر نجات يافته يكي از اركان آن خواهد بود. كيانوش ها اركان اين مبارزه خواهند بود.
كيانوش ها من شماو تمامي ملت ايران هستيم .
كوروش صحتي ۵/۷/۱۳۸۳
email: kourosh18tir@yahoo.com

مكتوب زندان .مجيد كريمي

مكتوب زندان
دنياي زندوني ديگه ديوار نيست
:قديمي هاميگفتند
دنياي زندوني ديواره- زندونی ازديوار بيزاره
وچند سال بعد دوباره و دوباره باز هم زنداني سياسي و باز هم بند
ولي امروز ديگه دنياي زندوني ديوار نيست - دنيای زندوني امروز شكنجه است - ضجه است
.درد است-گريه واشك وناله هاي نيمه شب ونهايتا سكوت وفراموشي است
; اري برادر - رفيق - دوست - همرزم -همسنگر-هم قلم-اهل سياست- اهل دل-اصلا انسان
دنياي زندوني امروز فراموشي است
مبارزاي اونور حصار ميگن : ما با مرده ها فرقي نداريم-مرده ها رو روشونو خاك ميريزن ما رو
! دورمون
ولي من ميگم. نع
اي مبارز -اي مجاهد -اي استبداد ستيز تو هميشه وهميشه زنده و پويادرقلب تمام ازادگان
جاي داري و زنده اي و پرچمدار مبارزه با استبدادي
خاموش نيستيم-اهل حصار را فراموش نميكنيم -زبان گويای انانيم و براي ازادي انها قلم
.ميزنيم
ا ري اين است انديشه من - قلم و زبان زنداني باشم - فرياد رساي مبارزان عليه استبداد
اصلا
رسالت من مبارزه و ياري مبارزان راه ازادي است. وظيفه من قيام عليه -زر و زور و تزوير-است
برادر-رفيق -مبارز -اهل هر حزب و گروه سياسي اي كه هستي يك دقيقه فقط و فقط يك
دقيقه از وقتت را به زنداني فكر كن
همين الان كه اين مكتوب را ميخواني هر كاري كه داری كنار بگذار و فقط يك دقيقه به زنداني
سياسي و اسير بند فكر كن-اصلا بيا از همين امروز تصميم بگيريم هر روز به ياد زندانيان سياسي يك دقيقه سكوت كنيم -وفقط يك دقيقه در روز به اونوري ها فكر كن
-به اسيري كه همين حالا كه من وتو راحت وبي خيال بسرميبريم هرلحظه انتظار طناب دار
واعدام را ميكشد
-به اسيري كه نيمه هاي شب شكنجه گران براي احوال پرسي به سراغش ميايند
-به اسيري كه دمدمهاي صبح ناله وفرياد اعتراض همرزمانش را پاي چوبه دار ميشنود
-به اسيري كه اسمان ابي را از پشت ميله هاي سرد وسربي قفسي به نام زندان ميبيند
به اسيري كه مقاومت ميكند و نع ميگويد- چون نع ميگويم پس هستم
به اسيري كه به پرواز كبوتران بر فراز زندان حسرت ميخورد-حتي ديدن كلاغان سياه بر
در و ديوار زندان
-به اسيري كه در حركت دوراني مرگبار حياط زندان به همه فكر ميكند الا خودش
-به اسيري كه در زير شكنجه جسمي و روحي به ناگاه صدای مادر .خواهر.وهمسر خود را
ميشنود و ميفهمد كه تنها نيست
-به اسيري كه حسرت ازادي و امدن به زنداني بزرگتر به نام ايران را دارد-اري زنداني بزرگ به نام ايران
ايران امروز ما زنداني استبداد است
اري به او فكر كن به زنداني كه هر لحظه برايش دنيائيست
-به اوئي كه به استبداد نع گفته است و اكنون اسير و زنداني اوست
اري برادر -هموطن -ايراني-ازاده- به زنداني سياسي فكر كنو در جهت ازادي او و رهائي ايران قيام كن
به ياد تمام ازادگان و ازاديخواهان اسير بند استبداد
مجيد كريمي
شمع نو
ليسانس علوم سياسیtel:0090_5553552186
email:new_kandil@yahoo.com

اعلام خطر پيشروان آزادي بيان ايران در باره بازداشت شدگان اخير

اعلام خطر پيشروان آزادي بيان ايران در باره بازداشت شدگان اخير
!اعلام خطر پيشروان آزادي بيان ايران در باره بازداشت شدگان اخيربه ياري بازداشت شدگان زير شكنجه بشتابيم:
:هم ميهنان رسانه ها نيروهاي مبارز و مترقي و مجامع مدافع حقوق بشر
بر اساس اخبار رسيده از زندان اوين و فعالان داخل كشور شكنجه و بازجويي بازداشت شدگان تحصن بيست و هفتم مرداد ماه در برابر دفتر سازمان ملل درتهران در بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات به گونه اي وحشيانه ادامه دارد
بهروز جاويد تهراني بينا داراب زند و چند تن از بازداشت شدگان به طرزدد منشانه اي زير شكنجه قرار گرفته اند به گونه اي نگراني نسبت به خطر جاني در مورد آنان افزايش يافته است.
اين درحاليست كه بيش از بيست نفر ازبازداشت شدگان اخير و تعدادي از زندانيان سياسي كه اعضاي خانواده شان دربازداشت هستند دست به اعتصاب غذا زده اند . گزارش هاي رسيده حاكيست كه حال شيوا نظر آهاري اكرم اقبالي و امير ساران كه از چند روز پيش دست به اعتصاب غذا زده اند رو به وخامت گرائيده است. اين درحاليست كه هم در زندان اوين وهم در زندان رجايي شهر بازجويي و شكنجه زندانيان سياسي و بازداشت شدگان به شيوه هاي مختلف ادامه دارد.
پيشروان آزادي بيان ايران ضمن ابراز نگراني شديد نسبت به ادامه شكنجه هاي وحشيانه نسبت به بازداشت شدگان اخير وزندانيان سياسي از تمام مجامع مدافع حقوق بشر نيرو هاي مبارز و ترقي خواه رسانه ها و نيز ايرانيان آزاده و سر افراز درخواست مي كند با اعلام اعتراض و انزجار خود از هر طريق ممكن خواستار پايان دادن به شكنجه و آزادي فوري وبي قيد و شرط بازداشت شدگان و نيز رسيدگي به وضعيت زندانيان سياسي در حال اعتصاب غذا و در نهايت افشاي بيدادگري ها و جنايات جمهوري اسلامي عليه حقوق بشر و آزادي بيان وآزادي همه زندانيان سياسي شوند.
پيشروان آزادي بيان ايران دهم شهريور ماه ۱۳۸۳ سايت
:www.freebatebi.com:
messanger
:freeirancom@yahoo.com
هم ميهنان ما را در تكثير و بازپخش اين اطلاعيه ياري دهيد

کوروش صحتی:قاعده بازی

چند روزي است كه تني چند از فعالين سياسي و دانشجويي بهمراه برخي از خانوادههاي زندانيان سياسي كشور به جرم شركت در تحصن مقابل دفتر سازمان ملل درتهران به بند كشيده شده اند عوامل سركوبگر رژيم با توجه به تعدد نهادهاي تصميم گيرنده و اختلاف نظرهايظاهري بر سر يك اصل اشتراك نظر دارند و آن هم اتحاد در مقابل مخالفين وسركوب جنبش آزاديخواهان ودانشجويان است.اين باروزارت اطلاعات پيشگام اين حركت ضد مردمي شد.تحصن مقابل دفتر سازمان ملل در حالي برگزار شد كه از روزهاي پيش از برگزاري مراسم رسانه هاي مختلفپوشش تبليغاتي مناسبي را براي اين مراسم ايجاد كرده بودند.
اما متاسفانه حوادث پس از دستگيري ها آنچنان كه بايد انعكاس نيافته و حمايت گسترده اي را نيز در بر نداشته است.هم اكنون نيروهاي مبارزي چون بهروزجاويد تهراني شيوا نظر آهاري دكتر فرزاد حميدي اكرم اقبالي و بينا داراب زند در بدترين شرايط سلول انفرادي و در اعتصاب غذا بسر مي برند.بنا بر اطلاعاتي كه از درون زندان اوين رسيده است وضعيت جسماني آنها بسيارنا مساعد بوده و در موقعيت نگران كننده اي قرار دارند.اگر به افراد فوق نام ساير زندانيان سياسي و موقعيت نامناسب آنها را نيزبيافزائيم تصوير وحشتناكي از سركوب و شكنجه در ايران را خواهيم داشت.
اما حساسيت زدايي از اين مسائل معضلي بزرگ پيش روي جنبش آزاديخواهانه ايرانيان خواهد بود.در سالهاي پيش هر اقدام سركوبگرانه رژيم با موجي از اعتراضات مجامع داخلي وخارجي روبرو مي شد.اما اكنون بنظر ميرسد كه همه به اين رويدادها عادت كرده ايم و چه عادت مايوس كننده و خطرناكي.
آيا براستي ديگر باز داشت دختر جوان مبارزي بهمراه مادرش آنقدر از اهميت افتاده و در ميان اخبار گوناگون گم شده كه هچ حساسيتي را در ما بر نمي انگيزدبخاطر دارم كه در مراسم سالگرد شهداي راه آزادي ايران داريوش و پروانه فروهر بهمراه مادرم باز داشت شدم.در آن روز اين مساله آنقدر براي من و سايردوستانم در جنبش دانشجويي غير قابل و براي مزدوران رژيم دردسر ساز بود كه دژخيمان به سرعت و عليرغم ميل خود حاضر به آزاد كردن ما شدند.يا روزي كه خواهر امير عباس فخر آور بازداشت شد.اين مساله آنقدر براي ماسنگين بود و آنقدر باي رژيم هزينه در بر داشت كه فورا او را آزاد كردند.اما چگونه مي توان اين موضوع را براحتي قبول كرد كه گستاخي رژيم بدانجارسيده است كه مادر شيوا نظري فرزندان مهندس طبرزدي همسر امير ساران همسراميد عباسقلي نژاد وپدر حميدي را يكجا بازداشت مي كند و هيچ اعتراض گستردهاي به اين اقدامات صورت نمي گيرد.
عوامل متعددي در شكل گيري چنين فضائي نقش دارند.اما بنظر من اختلافات سياسي احزاب اپوزيسيون كه بهيچ وجه در راستاي منافع ملي نبوده و بعضا منافع شخصي نيز در آن راه يافته است مهمترين عامل در ايجاد چنين فضائي است.در شرايطي كه جمهوري اسلامي با همگون شدن تركيب حكومتي اش فصل نويني را درزندگي سياسي خود تجربه مي كند احزاب سياسي ايران همچنان بر طبل بي اعتمادي نسبت به يكديگر مي كوبند و اختلا فات عقيدتي وتاريخي را پيش مي كشند.فضاي سياسي ايران بشدت پلاريزه شده و در اين فضا تنها قطبي مي تواند درمقابل جناح اقتدارگرا ايستادگي كند در ميان نيروهاي تشكيل دهنده اش به يك اتحاد عمل سياسي رسيده باشد.در آن صورت و بعنوان يكي از نتايج چنين پيوندي هيچ گاه شاهد چنين تهاجم وحشيانه اي به مبارزين و خانواده هاي گرامي شان نخواهيم بود.چرا كه هزينه انجام چنين عملي براي رژيم بسيار بالا خواهد رفت.قاعده بازي به ما مي گويد كه حمايت سراسري و سازماندهي شده از هر زنداني سياسي درايران صرف نظر از اختلاف ديدگاهها را در اولويت قرار دهيم.
بيائيم وجدان انساني و منافع ملي را بر اختلاف نظراتمان ارجح بدانيم
.شمار كثيري از فرزندان ايران زمين در بند خشونت و انحصار محبوسند.
صداي آنان را بشنويم و به ياري اشان بشتابيم.

درختها ايستاده ميميرند
امروز ۱۹ تير ۱۳۸۳ ميباشد .من در اتاق خويش تنها وخموشم و به ياد ياران وعزيزاني هستم كه در روز ۱۸ تير در تهران دستگير و بازداشت شده اند و در حالحاضر در بازداشتگاه اطلاعات يا سپاه ميباشند
طبق خبر موثقي از دو شيزه روشنك بهشتي عضو خبرنگاران بدون مرز روز۱۸تير در مقابل درب دانشگاه تهران تعدادزيادي ازجوانان اين مرز بوم دستگيرشده اند منجمله تعدادي از كادر مركزي شوراي ملي ازاديخواهان
جداي از گرايشات سياسي اين عزيزان. تمام انها جزو افراد روشنفكر ونوانديش اين جامعه ميباشند كه ميتوانستند در اينده ايران موثر باشند .كه با اسارت انها فرياد واعتراضشان در گلو خفه ماند .البته اين خواست استبداد بود.در درونم اتشي برپاست با تمام انها هم اوا شده ام وعليه استبداد فريادميزنم.ايا هيچ به اسيران در بند فكر كرده ايد به انهائي كه هر لحظه انتظارمرگ وجوخه اعدام را دارند
هيچ اميدي نيست همه درها بسته است گوشها هيچ صداي فريادي را نميشنوند .ناله جوانان وطن در دل خاك سرد خاموش ميشود وجغد استبداد مستانه بر نعش فرزندان وطن ميخند د .هيچ فريادرسي نيست
از تير ۱۳۸۲ تا به امروز يك سال ميگذرد .زندانيان اين يك سال,اعداميها,واسيران بند چه زود به فراموشي سپرده ميشوند وباز امسال اسيران وقربانيان جديد.از خود ميپرسم د يو سياه استبداد تا كي قرباني ميگيرد اين همه داغ بس نيست مگر اين جوانان چه ميخواهندغير از حق وحقيقت
مگر ابراز عقيده جرم است مگر دگر انديشي و نو انديشي جرم است تا كي مابايد تاوان ارتجاع و استبداد حاكم را بدهيم
ام اين بيداري ,اين اعتراضها مرا بانگ ميدهد و اميدوارم ميكند,اميدوار كه راهي را كه در پيش گرفته ام عاقبت به ازادي منتهي ميشود و وطن از ظلم واستبداد رهائي ميابد
و باز به خود ميگويم
اندكي صبر صحر نزديك است
شمع نو)مجيد كريمي )
تاريخ ۱۳۸۳.۴.۱۹

كوروش صحتي

ياد ياران
هفته گذشته يكي از بدترين هفته هايي بود كه تا بحال گذرانده بودم حتيشايد سخت تر و زجرآورتر از هفته هايي كه در سلولهاي مخوف رژيم طي كردم. در آن روزهاي طات فرسا آنچه توان روحي ام را افزايش مي داد اتحاد همبستگي و شور مبارزاتي ياران در زنجيرم بود.آنهايي كه هرگاه ميله هاي قطور زندان مي خواستند ياس و نااميدي را بر منحاكم سازند ايستادگي و مقاومتشان مرا به آينده اميدوار مي كرد.آينده درخشاني كه همه ما در آن روز خود را مديون فداكاري فرزندان مبارزايران خواهيم يافت. اما هيچ حق ويژه اي براي كسي قائل نخواهيم شد چرا كهاساس مبارزه ما بر پايه از بين بردن هرگونه حق ويژه و تبعيض استوار است.شايد خيلي ها دوستان مبارزم در زندان اوين را قهرمان بپندارند اما بهنظر من آنها جواناني هستند ميهن دوست آزاديخواه و عدالت طلب. از همهمهمتر حاضر هستند در راه اعتقادات خويش هرگونه سختي و مرارت را تحملكنند. اما آنها نيز مانند تمام انسانها كامل نيستند. از خطا مصون نبوده وس?يق مختلغي دارند. وقتي كه خبر اعتصاب غذاي سراسري زندانيان سياسي در اوين را شنيدم بر درستيبرداشتم از دوستان مبارزم يقين يافتم. اما اخباري كه بعد از آن مي رسيد بسيار تاسف آور بود. هرچند از همان ابتدا مي شد دست پنهان عوامل امنيتيرژيم در انتشار نامه هايي عليه مبارزين را ديد.آخر چطور اكبر محمدي مي توانست با عوامل رژيم همكاري كند. كسي كه به شهادتكساني كه از نزديك او را مي شناسند سمبل مقاومت و ايستادگي در برابردژخيمان رژيم است. آن اكبري كه من مي شناختم با آن اكبري كه در آن نامه هايكذايي توصيف شده بود از زمين تا آسمان تفاوت داشت. يا چگونه مي شد باوركرد كه منوچهر و سياوش(۱) دو جواني كه بهترين سالهاي عمر خود را در شكنجهگاههاي رژيم گذرانده اند به سرسپردگي رژيم درآمده باشند.از آن طرف نامهايي در پايان نامه ها ديده مي شد كه هركدام از آنها يادآوراستقامت و مظلوميت جوانان مبارز ايراني اند.از احمد باطبي ياد كنم. احمدي كه هربار مي ديدمش او را مصمم تر و آگاهتراز قبل مي يافتم. يا پيمان پيراني كه در خانواده اي مبارز پرورش يافت وهمچون پدر گرامي اش هرگز تسليم ستمگران نشد. آيا مي شد دكتر فرزاد و اميد(۲) كه در صداقت و صراحت همتا ندارند نامهاي را امضائ كنند و تو آنرا قبول نداشته باشي. مگر آنكه آنها را از نزديكنشناخته باشي.
يا سعيد شاه قلعه اي(۳) جوان مبارزي كه غرب را با تمام فريبندگي اش رها كرد تا از حقوق پايمال شده ملت ايران دفاع كند. هرچند شيوه مبارزاتي او را قبول ندارم اما چگونه مي توانم در جوانمردي و عشق به آزادي سعيد شك كنم. جو ايجاد شده چنان نامناسب بود كه فشاري طاقت فرسا را تحميل مي كرد. نويسندگان و فعا?ن سياسي دلسوز در اين مدت با پيامهاي خود بر نقش مزورانه رژيم در ايجاد اين تنش ساختگي و لزوم حفظ اتحاد ميان نيروهاي مبارزتاكيد كردند. اما دستهايي در اين ميان خواسته يا ناخواسته جو را ملتهب ترنمودند. اكنون كه توطئه مزدوران رژيم در ايجاد شكاف ميان مبارزين و جعلي بودن نامه ها آشكار شده و بار ديگر اتحاد و همبستگي را در ميان نيروهاي مبارز شاهد هستيم بهتر است بر عملكرد خود نظري بيافكنيم. دوستاني كه دراين مدت شكيبايي نشان نداده و عليه افرادي موضع گيري كردند از اين پس فريب جوسازيهاي رژيم را نخورند چرا كه نظام استبدادي حاكم از طريق ايجاداخت?ف در ميان صفوف مبارزين و تخريب چهره آنها به اهداف خود خواهد رسيد.مدتها است كه رژيم در بن بست سياسي قرار گرفته و به هر شيوه اي براي خروج از اين بن بست متوسل خواهد شد. پس نبايد بسادگي اسير اين ترفندها شد.هفته گذشته با تمام فراز و نشيبهايش به پايان رسيد و درسهاي فراواني را به ما آموخت. اكنون بر ماست كه همدل و يكصدا بدور از وابستگي هاي سياسي و حزبيبه مسئله اصلي كه همان اعتصاب غذاي زندانيان سياسي است توجه كرده و از آنان حمايت كنيم.جوانان مبارز ميهن فرياد مظلوميت و آزاديخواهي خود را سر داده و چشم انتظارحمايت ملت اند. آنها را تنها نگذاريم. ايران فردا ايراني آزاد و آبادخواهد بود اگر امروز به خود آئيم و حركت كنيم
.پي نوشت:-۱ منوچهر محمدي و امير عباس فخرآور
دكتر فرزاد حميدي و اميد عباسقلي نژاد-
۳ سعيد شاه قلعه اي عضو سازمان مجاهدين خلق ايران
كوروش صحتي۸۳/۴/۳۱

آنچه سرسپردگان مي گويند

پنجشنبه، 7 خرداد
همراهان سازمان علم حق و عدالت
http://reza515.persianblog.com
آنچه سرسپردگان مي گويند
:سرتيپ دوم سپاه حسين الله كرم
هركس بخواهد خلاف موج انقلاب حركت كند، دست و پايش را خواهيم شكست.
:سرتيپ محسن رفيقدوست
اين ماجرا [مساله سخنراني 13 رجب آيت الله منتظري] تنها زماني تمام خواهد شد كه سر فتنه از بدنش جدا شود
.سرتيپ قاسم سليماني: اگر سپاه فقط براي خون دادن است ما اين لباس را مي بوسيم و كنار مي گذاريم. ما هستيم براي اين كه كسي خلاف مقام عظماي ولايت غلطي نكند
:سرلشگر رحيم صفوي
بعضي ها را بايد گردن بزنيم. بعضي ها را زبانشان را قطع مي كنيم و دست و قلم بعضي ها را بايد شكست
:سرتيپ محمدرضا نقدي
ما طاقت نداريم خلاف اسلام چيزي را ببينيم. كه كه نگران اسلام در قلب اروپا در بوسني هرزگوين هستيم، اگر كسي بخواهد در اين كشور اسلامي چيزي خلاف اسلام بگويد، به خون برادران شهيدمان قسم، حنجره اش را با چنگ و دندان خواهيم دريد
:سرلشگر محسن رضائي
ما خودمان آزادي داده ايم، ما خودمان به مطبوعات آزادي داديم. يك شبه هم مي توانيم همه ي اين ها را جمع كنيم. كسي به ما چيزي تحميل نكرده و مگر كاري براي انقلاب دارد يا براي نظام. خودمان مطبوعات را درست كرديم، خودمان آزادي داديم و خودمان هم مي توانيم تمام اين ها را برداريم
:روابط عمومي سپاه پاسداران
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بار ديگر ضمن هشدار به دشمنان پيدا و پنهان ملت و به آن دسته از مطبوعات و قلم هاي مسموم و مشكوكي كه از فضاي آزاد كشور و نجابت و بردباري نيروهاي انقلاب سود جستند... همگان را به رعايت امنيت ملي و اطاعت بي چون و چرا از مقام معظم رهبري دعوت نموده و در غير اين صورت گرفتار آتش خشم ملت حزب الله خواهند شد

متحدان انقلاب ملي - مام

شماره:83 م133 تاريخ:24/2/1383 پيوست: ندارد
اگر سر به سر تن به كشتن دهيم از آن به كه كشور به دشمن دهيم
متحدان انقلاب ملي مام
با درود و سپاس بسيار به واسطه اعلام حمايت شما شوراي ملي آزادي خواهان ايران مجموعه اي است از نيروهاي دموكراسي طلب كه همچون بسياري از هموطنان ديگر وطن پرستي را نه در حرف بلكه شرف خود مي دانند و در اين راه تماس ها و همچنين عهدنامه هاي بسياري با احزاب ملي در كشور هاي تاجيكستان (حزب رستاخيز تاجيكستان )و در افغانستان (جنبش ملي شمال افغانستان ابتدا با احمد شاه مسعود و بعد با ياران او ) در آذربايجان (حزب مساوات نوين آذربايجان )و با نيروهاي ملي گرجستان ( ابخازيا )نيز مذاكراتي داشته ايم ياران و عزيزان (مام) سياست شوراي ملي آزاديخواهان ايران در طي ده ساله گذشته مبتني بر فعاليت زير زميني بوده است تا 27 بهمن ماه سال گذشته كه متاسفانه به واسطه سهل انگاري يكي از اعضا 107 نفر از نيروها يمان در سرتاسر كشور دستگير و همگي به پادگان نيروي انتظامي در عشرت آباد تهران منتقل وپس از چندي 15 نفر در دو مرحله اعدام و در قبرستان هاي روستاي علي آباد و همچنين گرمسار شبانه مدفون شدند به جز دوازده نفر بقيه با قرار وثيقه هاي سنگين آزاد شدند البته با دستگيري داور فرهمند پدر قاصدك فرهمند (يكي از كشته شدگان مرحله اول 23/12/1382 ) تعداد زندانيان به 13 نفر رسيد . هر چند روز گذشته پنج نفر از دستگير شدگان كه آزاد شده بودند دوباره به دادگاه انقلاب فرا خوانده شدند كه در آنجا 3 نفر كه از يكي از سفارت خانه ها كشور هاي غربي در ايران درخواست مهاجرت كرده بودند خواسته شده است تا درخواست خود را پس بگيرند . يك نفر هم به واسطه وبلاگ نويسي در اينتر نت مورد باز خواست قرار گرفته و نفر پنجم را به واسطه ارتباط با گروه هاي دانشجويي و سياسي ديگر مورد سئوال قرار داده اند . شوراي ملي آزاديخواهان در طي سه ماهه گذشته 15 بيانيه رسمي در مورد دستگير شدگان و همچنين اعداميان خود منتشر كرده است . كه متاسفانه به واسطه عدم اطلاع رساني درست و همچنين عدم همراهي ارباب رسانه جمعي... حكومت ملايان از فرصت استفاده و آن كرد كه شنيديد و خوانديد . شورا در طي سال هاي گذشته دهها جلد كتاب را با موضوعات ملي و آزاديخواهانه حمايت مالي براي چاپ نموده است و همچنين تجديد چاپ كتاب هاي كهن همچون شاهنامه در دستور كار خود داشته است نمايشگاه ها و همايش هاي بسياري با مضامين ملي بر پا نموده است و در عين حال هزاران جلد از آنها را به كشور هاي دوست و برادر و يا بهتر بگوييم هموطنان جدا شده مان در افغانستان . تاجيكستان . ازبكستان . آذربايجان و ارمنستان ارسال نموده است اين همه به همراه تامين حداقل نياز هاي مالي بسياري از خانواده هاي زندانيان سياسي با كمك و همراهي وطن پرستاني كه استطاعت مالي داشته اند همه در يكزمان انجام شده است .عزيزان و ياران سكوت به منزله نبودن نيست آنچه در طي سه ماهه گذشته بر ما رفته حداقل به اين مقدارقساوت از طرف حكومت با هيچ ارگان سياسي ديگري در طي چند ساله گذشته انجام نشده هر چند پاك باختگي ايرانيان براي بدست آوردن شرف و اعتبار از دست رفته شان در طي اين ربع قرن به هر نامي باشد قابل ستايش و ارج است... ايرانيان همچون ققنوس از دل خاكستر سر بلند نموده و خانه به يغما رفته شان را بازپس مي گيرند چه ننگ و و دلهره آور است وقتي مي شنويم كه ملايان در خواست عضويت در اتحاديه عرب مي كنند و تازه آن اتحاديه شرط عضويت ايران را اعطاي سه جزيره (تنب بزرگ و تنب كوچك و ابو موسي ) به امارات مي داند گويا خاكستر مرگ بر همه جا پراكنده اند نه ندايي ونه صدايي ... عزيزان چگونه ميتوان صحبت كرد و سخن گفت؟ يارانت را ميكشند كشورت را به حراج مي گذارند ناموست را صادر مي كنند و در آخر باز بايد شاهد تهمت و نسبت هاي ناروايي باشي كه نمي دانيم از حنجره يك ايراني خارج ميشود و يا اجنبي به هر شكل دست شما را به گرمي مي فشاريم و در اين راه از جان … كه شيرين ترين و با ارزش ترين هديه خداوندي است خواهيم گذشت ...
شوراي ملي آزاديخواهان ايران
رونوشت
: رسانه هاي جمعي

انوشيروان ياور

پيوست ندارد
اگر سر به سر تن به كشتن دهيم از آن به كه كشور به دشمن دهيم

سالهاست منتظر چنين روزهايي

بوده ايم روزهايي كه حاكميت مطلقه كشورمان به چنان تلاطمي گرفتار آيد كه براي بقاي خود به هر طرفندي متوسل شود از بند وبست آزاديخواهان گرفته تا پيشنهادات پنهاني ونفوذ در بين اپوزسيون براي اختلاف
- باج هاي كلان به كشورهاي اجنبي براي بقا - بازي با مهره هاي سوخته داخل حكومت براي ايجاد هيجان كاذب اجتماعي - مانور كاذب بر روي يك فيلم سينماي تا آزاد گذاشتن مراكز فساد وقاچاق دختران - ايجاد شبكه هاي تلويزيوني خنثي ويا ضد ايراني و مصدق - همه وهمه براي بقاي نظام پليدي است كه تمام وجودش سراسر آغشته به خون عزيزان ماست اينها همه در كنار نمايان ساختن دندانهاي تيز خود در هر چهار راه وخياباني براي ترساندن آزاديخواهان مانند گازانبر زنگ زده اي شده كه در دست گرفته اند . بخاطر داريم حكومت پيشين نيز به چنين باتلاقي گرفتار آمده بود يقينا چنان سرنوشتي هر لحظه بدور سر آنها مي گردد .
عزيزان من جوانان ايران!ما وپدرانمان بارها اشتباه كرده ايم ازآغاز مشروطيت تا امروز بار ها بر شخصيتهاي فاسد و مريضي همچون شيخ فضل الله - مدرس - كاشاني - محمد رضا پهلوي - خميني - خامنه اي- هاشمي - خاتمي و بسياري ديگر دل سپرديم وبه بسياري از آنان كشور را سپرديم و باز هربار خود براي آزادي به پيش آنها به گدايي افتاديم آري عزيزان من همه بواسطه آن بوده كه گردن بر حكومت مطلقه سپرده ايم حكومتي كه راس آن فارغ از نظارت مردمي شد و عملكرد او عين حقيقت ودرستي وخود را مبرا از نقد دانست مي شود ديو آدم خوار آنگونه كه اينان شدند.
عزيزان من يك حاكميت دمكراتيك با نظام گردشي ولاييك دواي درد ماست نظامي كه نخبگانش هميشه اين را در نظر بگيرند كه تا آراء عمومي همراهشان نباشد نمي توانند بر كشور سيطره داشته باشند واحزاب آزاد و مطبوعات چنان پشتوانه مستحكمي داشته باشند كه حتي بالاترين شخصيت كشور نتواند آنها را تحت فشار بگذارد چه برسد به محروم ساختن از حقوق اجتماعي - زندان و قتل ...اگر فكر مي كنيد حكومتي اجنبي ويا نيروي مستقل از شما آنها را به زير مي كشد سخت در اشتباهيد تا خود نخواهيد تغييري ايجاد نخواهد شد لذا همه ما بايد دست به قيام فراگير واعتراض گونه بزنيم چرا بايد ما ايرانيان هميشه در افراط وتفريط باشيم نمي گوييم بكشيد و آتش بزنيد ... حضور حتي آرام ما در كنار يكديگر در جمع معترضان خود به تنهايي خانه روحانيون حاكم بر ايران را آتش خواهد زد
امسال بايد پس از مدتها چنان درسي به اين اجنبيان بدهيم كه در تاريخ ثبت شود 20 خرداد نزديك است خردادي كه هميشه براي ما وحاكميت سرنوشت ساز بوده است سال گذشته در چنين روزي زبانهاي خشم ما حاكميت را در نورديد امير آباد - خيابان كارگر - شهيد گمنام - خيابان دكتر حسين فاطمي وپل گيشا همه وهمه قلب تاريخ ما - هويت آزاده ما وستيز ما با استبداد خواهد بود امسال به استقبال چنين روزهاي زيبايي خواهيم رفت وهمه ايران را امير آباد خواهيم كرددراينجا لاز م ميدانم مجددا به خانواده شهيد نهاوندي و15 شهيد ديگر شوراي ملي آزاديخواهان ايران و6 شهيد حزب دمكرات كردستان را كه در زندان و زير شديدترين شكنجه هاي ضد بشري جان باختند تسليت عرض نمايم .

انوشيروان ياورشوراي ملي آزاديخواهان ايران
شماره:92 م131
تاريخ:30/2/1383